۱۳۸۹ اسفند ۳, سهشنبه
چرخه ي گردون
۱۴:۴۶ | Posted by
RED POSTERS |
ویرایش پیام
مهم نیست در کجای جهان باشی ...نامت چه باشد...و پیشه ات چه
کسی کاری به کار خصلت ها و استعداد های تو نخواهد داشت ....حتی مهم نخواهد بود انسان باش یا حیوان....تا زمانی که مطیع و سربه زیر و مفید هستی به عنوان یک عدد شمرده می شوی و نه یک انسان....
چند وقت پیش مستندی رو دیدم که درباره وضعیت کارگران شرکت آمریکایی گردن کلفت وال مارت(از معروفترین برند ها کت شلوار و..) و همچنین ثروت ها و چگونگی چرخاندن این شرکت چند ملیتی تهیه شده بود...
دوربین به کشور چین می رفت جایی که برای سرمایه داران به لحاظ ارزان بودن فرایند تولید منفعت زیادی دارد ...شرکت وال مارت کارخانه های عظیم خود را بر پا کرده بود..صد ها هزار کارگر چینی که تنها شانس زنده ماندن و امرار معاششون از کار کردن در این کارخانه ها می گذشت نیروی کار خود که هیچ شاید زندگی خود را هم می فروختند....برای 12 ساعت کار چند یوان حقوق معادل هزار یا دو هزار تومان...گردن کلفت هایی که بر سر کارگران به اسم کارفرما ایستاده اند مرا یاد کتاب های تاریخ در باره برده داری صد ها سال پیش می اندازد.....دوربین به سراغ کارگران می رود....یک زن سی ساله که هیچ ندارد و کل زندگیش چند سنتیست که هر روز گیرش می آید و چهار دیواری به شکل طویله که بنام خوابگاه کارکنان والمارت معروف است ...درحدود چند مجتمع برای کارگران والمارت ساخته شده که در سر ماه از حقوق ناچیز آنا کم می شود....هر روز امکان هست تو اخراج شوی ...یا حقوقت نصف شود و کافیست دهن بازکنی تا له ات کنند
در هندوستان وضعییت بغرنج تر است ....چند صد هزار کارگر که
شاید بخش عظیمی از تولید این شرکت ها را ایجاد می کنند در بدترین شرایط زندگی کار می کنند
تبت نیز وضعیت ناراحت کننده ای دارد ....و اگر تنها به استثمار کارگران دقت نکنیم می توان به آزار جنسی زنان و کودکان...جمعییت عظیم چند صد هزار نفری کودکان کم سن و سال که به صرفه تر از دیگر سنین اند و هزاران کثافت کاری دیگر تحت لوای سکانداران سرمایه اشاره کرد
معنی وقاحت پر رنگ می شود وقتی مالک شرکت دم از وضعیت مرفه کارگرانش در سراسر جهان می زند
وضعییت خنده داریست وقتی در پارکینگ فروشگاه والمارت بدلیل نبود دوربین مدار بسته ده ها نفر کشته می شوند در حالی که داخل فروشگاه 250عدد دوربین مدار بسته وجود دارد!
مسئولی که وقتی با واقعیت مواجه می شود و سعی در افشا کردن دارد ...با تیپا به بیرون انداخته شده و تهدید جانی می شود
سود های میلیارد دلاری و سرمایه های کهکشانی در مقابل میلیون ها کارگر که از گرسنگی و سیه روزی رنج می برند
کانال 4 مستندی را نشان می دهد که در ایران می توان نمونه های زنده تر و جالب تر داشته باشد
شاید نمونه ی جالبی از کوره پز خانه های خاتون آباد که به گلوله بسته میشوند...کارگران هفت تپه...فعالانی که تار و مار می شوند...اسانلو ها ...صالحی ها ....کودکان کاری که هر روز بیشتر از دیروز می شوند....زنانی که زیر بدترین آزار های جنسی قرار دارند و مرگ روزمره هر صبح منتظر آنهاست...ووووو
همچون شخصیت های رمان های کافکا ...مانند اقای کاف هایی که محکومند به .....انسان های مسخ شده ای که ....زندگی نمی کنند و
زامبی های که مخ همدیگر را می خورند
فیلم های آخر الزمانی که قهرمان شاسکول دارد ...همچون اوباما ها یا موسویه خودمون
روشنفکران نعشه ای که نوشخوار و چسناله هایشان آنقدر زیباست که خودشان هم خوابششان می برد
دنیا مکان واحدیست ....واقعیت چیزیست که به خوردت می دهند ....نیاز چیزیست که آنها می گویند و تو موجودی هستی که یا باید خدمت کنی و یا مانند آشغال به گوشه ای پرتاب شوی و یا سرخوش از واقعیات کاذبی که رسانه ها در جایی از بدنت فرو می کنند....
الزامیست که باور به تغیر نداشته باشی....باید با ایمان کامل حرف های فوکویاما را تکرار کنی....
می خواهی مبارز شوی ...باشد ...استمنا فکری برای چیست؟؟؟؟ایده تولید کن همچون شریعتی و حاج جلال
باور داشته باش خفه شدن و مثل اشغال زندگی کردن هیچ زحمتی ندارد....
زمانی این قمار را باخته ای که بر خلاف میلشان باشی
..................
Labels:
سخن هفتم
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
درباره ي من
خاطره اي از خودم بياد ندارم...يادم رفته کي بودم و کي هستم...شايد کارگري ام با دستاني تاول زده...شايد زن بيوه اي هستم که چهار فرزند کوچک دارد..شايد کودکي باشم که فال و آدامس مي فروشد...نمي دانم
Try us on Wibiya!
کل نماهای صفحه
پست های پرطرفدار
-
banksy تغیرات همیشه در بطن اراده جمعی انسان بوده...جامعه ای که بسوی تغییر گام برداشته و اراده می کند که سرنوشتی متغیر و بهتر برای خود رقم...
-
هيچ گاه حوصله ي ساختن وبلاگي رو نداشتم...برام کار مسخره اي بود که نوشته هايم رو به اشتراک بگذارم...البته من نه نويسنده ام ونه دستي در قل...
-
مقدمه تصمیم بر این دارم در یک مجموعه داستان شرح حالی از وقایع و زندگی هایی که در جامعه ما می گذرد در قالب داستان ها بنویسم ...هدفم نه کسب در...
-
مهم نیست در کجای جهان باشی ...نامت چه باشد...و پیشه ات چه کسی کاری به کار خصلت ها و استعداد های تو نخواهد داشت ....حتی مهم نخواهد بود انسان ...
-
در ایستگاه اتوبوسی منتظر اتوبوس ایستاده ام ...پشت سرم یک صف طولانی تشکیل شده ...آدم هایی که شاید تنها آدمند ...پسری با موهای بلند ...پیرمردی...
-
تا بحال این سوال را از خود پرسیده ایم؟ که هدف واقعی از کار کردن چیست؟ به قول ضرب المثل های رایج در زبان فارسی"همواره کار جوهر مرد است ...
-
در آرزوی طغیان! هیچ اندیشیده ای که روزگار چه چیز ها برای تو بر جای گذاشته؟ نسل من را دریاب! اری هرگاه توانستی با خود به اشتی بنشینی می تو...
-
برای تو که از مردمت نفرت داری برای تو که همه ی مردمان را نالایق و نادان می شماری چه اسان است نفرت داشتن چه اسان است همه را فاسد و ننگین نام...
برچسبها
با پشتیبانی Blogger.

0 comments:
ارسال یک نظر